الشيخ محمد جواد الخراساني
65
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
تأمّل حرّ بن يزيد رياحىّ در امر سيّد الشّهداء ( ع ) و منازعه عقل و نفس او در ترجيح آخرت بر دنيا و شرح قول اوانّى ارى نفسى بين الجنّة و النّار فو اللّه لا اختار على الجنّة شيئا حُر چون آن درياى لشكر را بديد * جملگى بر كشتن شاه شهيد يكتن و لشكر هزار اندر هزار * يكبدن شمشير و تيرش صد هزار گاه اسب نفس ميدان تاز شد * مرغ روحش گاه در پرواز شد گاه نفسش ميل خودسازى نمود * گاه عقلش ميل جانبازى نمود نفس خاكى ميل سُوى خاك كرد * رُوح عرشى ميل در افلاك كرد گاه دنيا نفس را غالب شدى * گاه حق را طالب و راغب شدى نفس گفتا پا مزن بر ملك و جاه * جاه ارزان نيست كس را دل بخواه عقل گفتا ملك و جاهى غير از اين * دائمى باشد ولى فانى است اين نفس گفت اين نقد باشد عقل گفت * چون بود فانى نميارزد بمفت عقل و نفسش مدّتى در جنگ شد * تا رَهِ حجّت به نفسش تنگ شد نفس را چُون حجّت ديگر نبود * عقل غالب آمد و حُر را ربود گفت حاشا گر كنم من اختيار * بر بهشت جاودان سجّين و نار مُلك دنيا گرچه ميبا شد عَقيم * ترك دنيا بهتر از نار جحيم ، پس روان شد سوى خرگاه اميد * بلكه در راه خدا گردد شهيد پيش ميرفتى ولى زارىكنان * صوت يا ربّ يا ربش بر آسمان سُوى شه آمد به صد افغان و آه * بوسه ميزد بر فراز پاى شاه با تضرع مينمودى اعتذار * مُجرمم مجُرم مرا معذور دار شاه گفتا كيستى بر دار سر * گفت از خجلت مرا نايد نظر